X
تبلیغات
رایتل
شهربانو آتوسا

شهربانو آتوسا دختر کوروش بزرگ هخامنشی-همسر داریوش بزرگ هخامنشی و مادرخشایارشاه بزرگ هخامنشی بود.

شهربانو آتوسا دختر کوروش بزرگ هخامنشی-همسر داریوش بزرگ هخامنشی و مادرخشایارشاه بزرگ هخامنشی بود.

 

این زن نیک سیرت ،پاک دامن و با خرد یکی از مهمترین نقشها را در تاریخ با شکوه ایران و در دروه دربار داریوش بزرگ اجرا میکرد.این گلبانوی ایران هم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد.

 

ایشان بزرگترین نقش مهم را در امور مملکتی اجرا میکرد و در عین حال بهترین یاور روحی و روانی برای داریوش همسر تاجدارش بود.ایشان در نبرد با شورشیها و نیز یونانیها داریوش را همراهی میکرد و به ایشان قدرت میداد.

داریوش در وصیتنامه خود به خشایارشاه بزرگ فرمود: مادرت آتوسا به گردن من حق دارد پیوسته وسایل آسایش و راحتی اش را فراهم ساز.

خشایار عاشق مادرش آتوسا بود زیرا آتوسا مادری مهربان ،دلسوز و غم خوار بود.

ایشان دختری مهربان برای پدر بزرگوارش کوروش-همسری مهربان برای داریوش-و مادری دلسوز برای خشایار بود.

 

آتوسا بانویی زیبا بود و به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت.

اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.  

آریو برزن، ژنرال بزرگ تاریخ ایران
تندیس این سردار ایرانی در ورودی شهر باشت در استان کهکیلویه و بویراحمد، نصب شده است...

آریو برزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه (دربندپارس) را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت.«اسکندر مقدونی» در سال 331 پیش از میلاد پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان ( جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gaugamele ) و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه، پایتخت ایران روانه این شهر گردید. اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد: بخشی به فرماندهی (پارمن ین) از راه جلگه (رامهرمز و بهبهان کنونی) به سوی پارسه روان شد و خود اسکندر با سپاهیان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه کنونی) را در پیش گرفت و در تنگه‌های دربند پارس (تنگ تک آب کنونی) با مقاومت ایرانیان روبرو گردید. در جنگ دربندپارس، آخرین پاسداران ایران، با شماری اندک، به فرماندهی آریو برزن، در برابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند و سپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند. با وجود آریابرزن و پاسداران تنگه‌های پارس، گذشتن سپاهیان اسکندر از این تنگه‌های کوهستانی امکان‌پذیر نبود. از این رو «اسکندر» به نقشه جنگی ایرانیان در جنگ ترموپیل و گذر از راههای سخت کوهستانی خود را به پشت نکهبانان ایرانی رساند و آنان را درمحاصره گرفت. آریو برزن با 40 سوار و 1200 پیاده و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، خط محاصره را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسه شتافت ولی سپاهیانی که به دستور«اسکندر» از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش از رسیدن او به پایتخت، به پارسه دست یافته بودند. آریو برزن با وجود واژگونی پایتخت و درحالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود، به وارانه(برعکس) منطق جنگ، حاضر به تسلیم نشد و آنقدر در پیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او، همه یارانش از پای درافتادند و جنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.

تندیس این سردار ایرانی در ورودی شهر باشت در استان کهکیلویه و بویراحمد، نصب شده است.

فروهر نماد ایرانیان
 
درود،
 
ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که نمادی بسیار زیبا و شگفت آور و پر از دانش و فرزانش و خرد برای خود درست کردند.
 
واژه ی فروهر از دو بخش "فر" به چم "پیش" و "وهر" به چم "کشنده و برنده" درست شده است و روی هم به چم (معنی) "پیش برنده" است و یکی از نیروهای چهار گانه ی هستی مشیا (انسان) است.
 
گوشزد: گویش درست آن
Farvahar
است و نه
Foroohar
 
در باور ایرانیان باستان یا زرتشتیان، هستی از چهار گوهر ساخته شده که به هم پیوسته اند و از پرتوهای آنها بر یکدیگر پویندگی و بالندگی از هر کس سرچشمه می گیرد.
این چهار بخش بدین شمارند: تن، جان، روان و فروهر. تن و جان از آن جهان زمینی هستند ولی روان و فروهر از آن جهان مینوی سرشت مشیا (انسان) هستند.
فروهر ارزشمندترین  گوهر پاره ی هستی مشیا است، زیرا پرتویی از فروغ بیکران نهاد اهورامزدا است که در سرشت هر کس سرچشمه ی پیدایش و پویایی فروزه های اشویی است. فروهر، گوهری است که روان را از گرایش به کژی و کاستی و دروغ باز می دارد تا روان به آرامی راه خدا جویی را سپری کند و شایستگی فراگیری روشنایی راستین و پیام سروش را داشته باشد. فروهر تن و روان را بسوی رسایی و جاودانگی رهبری می کند. پس از مرگ، فروهر هر کس به همان گونه ی نخستین خود به گوهر خود می پیوندد.
این نشان در زمان هخامنشیان، برگرفته از اندیشه ی بنیادی دین پاک اشو زرتشت و برخی از نمادهای اندیشه ی دیگران به ویژه آیین پر راز مهر ایرانی، ساخته شد و نماد مردمی ایرانیان شد.
هر یک از اندام های نگاره ی فروهر، گویای اندریافته ای در اندیشه ی نیاکان ما دارد، که در اینجا چکیده ای بسیار کوتاه از آن را بازگو می کنیم:
 
 
چهره ی سالخورده و درخشان و سامان فروهر: یاد آوری الگوی به کار گیری آزمودگی پیران جهان دیده، دانا، رسا و خردمند است و درخشان و سامان بودن چهره ی او  پاکی و آراستگی را گوشزد می کند.
 
دست راست فروهر هم رو به جلو و هم به بالا است: رو به جلو بودن دست آرمان مشیا (انسان) را یاد آوری می کند که همواره به سوی پیشرفت و بالندگی باشد. راست بودن دست نشان راستی و آشتی جو بودن او در پیشرفت است. افراشته به بالا بودن دست نشان ستایش به درگاه اهورامزدای یکتا همزمان با پیشرفت است.
 
چنبره ی (حلقه ی) در دست چپ فروهر: نشان پیمان سپند (مقدس) مشیا با اهورامزدا در پیوستن به اشویی است. چپ بودن دست نشان شیفته بودن دل و جان به اهورامزدا است، چون دست چپ به دل نزدیکتر است.
این نماد امروزه بگونه ی انگشتر پیوند (حلقه ی ازدواج) در همه ی جهان بکار گرفته می شود. زن و شوهر نیز با دادن انگشتر پیوند در دست چپ، پیمانی سپند را با یکدیگر می بندند که همیشه به یکدیگر زنهار دار (وفادار) باشند.
 
بال های فروهر: بال های گشاده ی فروهر در سه اشکوب (طبقه) فراگیری پندار نیک = هومت، گفتار نیک = هوخت و کردار نیک = هورشت را به او سپارش (سفارش) و یاد آوری می کند و نشان وارستگی مشیا از گرایش های ناهنجار است، تا او به یاری آن، نیروی پرواز مینوی گرفته و به درجه ی رسایی و والا  و سرانجام  به‌ اهورامزدا برسد.
 
براستی چه زیبا گفت آن پیامبر و آموزگار بزرگ اشو زرتشت، چون تنها با بکار بستن همین پندار، گفتار و کردار نیک  جهانی پر از آرامش و آشتی خواهیم داشت.
 
چنبره ی (حلقه ی) پیرامون کمر فروهر: در این نشان فرزانش ژرف و کهن زرتشتی ایرانی نهفته است که یاد آور نماد بی پایانی روزگار یا چنبره ی (حلقه ی) روزگار است و برگشت کردار مشیا به خود او است، به دیگر سخن دوزخ و بهشت در همین جهان است و هرچه بکنیم به خودمان برمی گردد و تنها پس از مرگ، این کردار ما است که روان مان را در جهان مینوی شاد یا اندوهگین  خواهد کرد. در آیین پاک زرتشت بهشت برین یا دوزخ سوزان نوید داده نشده است.
 
دو رشته ی آویخته در پایین یکی به سوی راست و دیگری به سوی چپ: رشته ی سوی راست نشان سپنته مینو = منش پاک و رشته ی چپ نشان انگره مینو = اندیشه پلید است. باز در این نشان فرزانش ژرف و کهن زرتشتی ایرانی را می بینیم که می گوید در مشیا (انسان) دو نیروی اهورایی و اهریمنی هست و او با کوچکترین گرایشی به سوی نیروی اهریمنی، نابود خواهد شد. به دیگر سخن، خوبی و بدی در درون مشیا هستی دارد و این اوست که با پندار، گفتار و کردار نیک به منش پاک خواهد رسید. در فرزانش زرتشتی اهریمن (شیطان) هستی جداگانه ای نیست که همواره در کمین باشد که مشیا (انسان) را گول بزند و او را از راه راست کژ کند، ونکه (بلکه) این نیروی اهریمنی، در درون او جای دارد و این اوست که با پشت سر گذاشتن این نیرو و رسایی (تکامل) توانا خواهد شد که به اهورامزدا نزدیک شود. این نارسایی مشیا (انسان) است که هر لغزشی را گردن کسی می اندازد، و آفریدن هستی به نام شیطان، سستی او در برابر دشواری ها و سختی ها است.
 
دامن فروهر رو به پایین در سه اشکوب (طبقه): نشان بد اندیشی =  دُژمت، بد گفتاری = دُژوخت و بد کرداری = دُژورشت است و  یاد آوری می کند که هر کسی باید با زیر پا گذاشتن اندیشه، گفتار و کردار ناپاک، کینه، رشک، آز و بدی را از خود دور سازد.
 
در پایان به امید روزی که مردم با دوری از پی ورزی (تعصب) دوباره بیدار شوند و ریشه های زیبا و ژرف خود را باز شناسند.

ُِکوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ، (۵۷۶ - ۵۲۹) شاه پارسی, به‌خاطر جنگجویی و بخشندگی‌اش شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دوره‌ی شاهنشاهی ایرانیان می باشد. واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".

پاسارگاد: «اى رهگذر هر که هستى و از هر کجا که بیایى مى دانم سرانجام روزى بر این مکان گذر خواهى کرد. این منم، کوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمین ها، برخاک اندکى که مرا در برگرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر.» تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می رسد که برای چند نسل بر انشان, در جنوب غربی ایران, حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سنگ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده است. بنیاد‌گذار دودمان هخامنشی, شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰می‌زیسته است. پس از مرگ او, تسپس انشان به حکومت رسید. تسپس نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول انشان و آریارمنس فارس در پادشاهی دنبال شد. سپس، پسران هر کدام, به ترتیب کمبوجیه اول انشان و آرسامس فارس, بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژدهاک پادشاه قبیله ماد و دختر شاه آرینیس لیدیه, ازدواج کرد و کوروش نتیجه این ازدواج بود. تاریخ نویسان باستانی از قبیل هردوت, گزنفون, و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند, اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند, بیشتر شبیه افسانه می باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس, و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هردوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هردوت, آژدهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژدهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژدهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد, زیرا می ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژدهاک دختر خود را به کمبوجیه اول به زناشویی داد. ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندان فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آژدهاک بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زاده‌ی دخترش را به یکی از بستگانش هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود, چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد, در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام میترادات (مهرداد) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمه‌ی ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد, با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او, فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود, در جنگل رها سازد. میترادات شهامت این کار را نداشت, ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود, با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرای, فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژدهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: "تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگترین مقام کشوری است, چنین کنی؟" کوروش پاسخ داد: "در این باره حق با من است, زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد, من دستور تنبیه او را دادم, حال اگر شایسته مجازات می باشم, اختیار با توست." آژدهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد, مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می گذرد با سن این کودک برابری می کند. لذا آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: "این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده است." اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند. چوپان در زیر شکنجه وادار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژدهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژدهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید, موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژدهاک که از او پرسید: "با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟" پاسخ داد: "پس از آن که طفل را به خانه بردم, تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم". کوروش در دربار کمبوجیه خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد آژدهاک شورانید و موفق شد, کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد بوسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود, پادشاهی ۳۵ ساله آژدهاک پادشاه ماد به انتها رسید, اما کوروش به آژدهاک آسیبی وارد نیاورد و او از را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.

 

اگه دوست دارید برای همیشه از شر فیلترینگ راحت بشید و با خیال راحت در اینترنت گشت بزنید بدون اینکه از سرعتتون کم بشه پیشنهاد می کنم مطلب زیر را تا انتها بخونید:


این دستور فقط بر روی مرورگر فایرفاکس قابل اجرا می باشد.

۱-برنامه Freegate را از اینجا دانلود کنید و اجرا نمائید:(پس از اجرا مرورگر اینترنت اکسپلورر باز می شود که نیازی به اون نیست می تونید ببندینش ولی خود برنامه Freegate رو باز نگه دارید)

http://www.uploading.com/files/RQLFNMKT/fg677p.exe.html


۲-افزونه Foxy Proxy را از اینجا دریافت کنید و نصب نمائید:

https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/addon/2464


۳-پس از نصب افزونه از شما پرسیده می شود که آیا می‌خواهید آن را برای کار کردن با Tor تنظیم کنید یا خیر. که زیاد اهمیتی نداره Yes را انتخاب کنید یا No



۴-حال بر روی آیکون روباهی که پس از نصب به نوار وضعیت فایرفاکس اضافه شده کلیک کنید تا پنجره تنظیمات برنامه‌باز شود (با کلیک راست و انتخاب Options نیز می‌توانید این پنجره را باز کنید).


۵-سپس Add New P.r.o.x.y را انتخاب کنید تا پنجره ایجاد پـروکسی جدید باز شود.در بخش P.r.o.x.y Name نام پـروکسی مورد نظر را وارد کنید (مثلا بنویسید Freegate) سپس به بخش دوم یعنی P.r.o.x.y Details بروید و در بخش Host Name عدد127.0.0.1 و در بخش Port نیز عدد8567 را وارد نمائید.



۶-حالا OK را بزنید.پنجره‌ای باز می‌شود که از شما می‌پرسید با وجود این که الگویی را برای آدرس‌ها تعیین نکرده‌اید تصمیم به ادامه کار دارید یا خیر.بدون توجه به این پیغام Yes را انتخاب کنید.



۷-حالا نام پروکسی به لیست منو افزونه اضافه شده و با یک کلیک می‌توانید آن را فعال و یا غیرفعال کنید:



به همین راحتی می تونید از تمامی فیلترها عبور کنید در صورتی که با هر گونه مشکلی برخورد کردید در قسمت نظران مشکل خودتون رو بگید تا راهنمائیتون کنم.